امروز: چهارشنبه ۱-آذر-۱۳۹۶ / الأربعاء 04-ربيع أول-1439 / Wednesday 2017-November-22

مناسبت روز
پیام روز :

قدرت طلبی و خودکشی در کربلا

قدرت طلبی و خودکشی در کربلا

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

قدرت طلبی و خودکشی در کربلا

قدرت همیشه برای انسان شیرین و جذّاب بوده است . بعضی‌ها می‌گویند حسین بن علی(ع) برای همین آرزوی دوست داشتنی بود که حاضر شد شهر خود را ترک کند و برای رسیدن به حکومت کوفه ، بجنگد و نهایتاً کشته شود .

این شبهه ، از دوجهت قابل بررسی است . هم از جهت نقلی و تاریخی و هم از جهت عقلی و منطقی.

از جهت تاریخی می‌بایست به کتب تاریخی معتبر در این زمینه رجوع کرد که جملگی خبر از رسیدن نامه‌ها و درخواست‌های زیادی از کوفه مبنی بر خواست اهالی آن‌جا بر حاکمیّت امام حسین‌(ع) می‌دهند.

امّا اگر خواسته باشیم منطق قدرت طلبی را توصیف کنیم ، باید بگوییم این میل یک میل دنیوی است.یعنی قدرت زیاد معمولاً با ثروت فراوان و ستایش مردمان همراه است که با قدری تسامح می‌توان همه‌ی آن را از نیازهای مادّی در نظر گرفت.حال اگر بپذیریم که حسین بن علی(ع) برای رسیدن به قدرت یعنی یک نیاز مادّی جان خود را از دست داده است ، سؤال پیش می‌آید که مگر جان انسان هم یک نیاز مادّی عزیز نیست و مگر نه این است که میل به زنده ماندن هم از امیال انسان است؟اکنون چگونه می‌توان تصوّر کرد که شخصی برای نیل به یک نیاز کوچک ، حاضر شود میلی بزرگتر و عزیزتر را از دست بدهد؟ ممکن است گفته شود که خب مسلّم است که جنگ برد و باخت دارد و ریسک است.قبول!امّا آیا نبردی نابرابر از نظر تعداد نفرات و عدوات جنگی ، نتیجه‌ای از پیش تعیین شده ندارد؟با توجّه به اینکه خود امام حسین(ع) در شب نبرد ، به لشکریان خود فرمود که شهادت ما قطعی است و اتمام حجّت کرد. پس اگر اقتدارگرایی و حکومت طلبی وی را قبول کنیم ، به این نتیجه می‌رسیم که او کاری عبث کرده چراکه نتیجه‌ی جنگ را میدانسته.امّا از آنجایی که او با خانواده‌ی خود آمده و قصد تسلیم و بیعت هم ندارد ، پس به نظر می‌رسد نبردش و قصدش عبث نبوده است.پس اگر عبث نباشد به این

نتیجه میرسیم که هدفی غیر از قدرت طلبی داشته.و این هدف همانی است که مورّخان و اندیشمندان بارها در مورد آن گفته اند و قلم زده‌اند و آن هم چیزی جز آموختن درس آزادگی و بنده‌ی ظلم نبودن نیست.هدف و غایت ، رسیدن به یک جامعه‌ی مطلوب و آرمانی است که میسّر نمی‌شود مگر با رشد وجدان عمومی مردم و نیز ارتقای وجدان حکّام و دولتمردان.پس حسین بن علی(ع) قیام می‌کند تا نه تنها وجدان مردم را بیدار کند – همانگونه که پس از کربلا قیام های مختلفی در مبارزه با ظلم به وجود آمد – بلکه وی به مخالفت با سیاست های حکومت جور می‌پردازد تا عالی ترین مرتبه‌ی امر به معروف و نهی از منکر را که از سوی مردم نسبت به حکومت است انجام دهد و البتّه در این راه و در مسیر این ارزش متعالی ، از گذشتن از جان خود هم دریغ نمی‌کند .

 

و امّا مسئله‌ی دیگرآنکه اگر امام حسین(ع) به عنوان یک امام که از عوالم غیب خبر داشته و می‌دانسته که قرار است شهید شود پس برای چه اختیاراً گام در قتلگاه نهاد؟

در پاسخ ذکر یک نکته ضروری است و آن این که اگر بپذیریم که ائمّه(ع) دارای علمی فرابشری و الهی هستند ، پس باید گفت که ایشان دارای دو گونه علم هستند.یکی علم معمولی و بشری و دیگری علم الهی.درست است که امام حسین(ع) با استفاده از علم الهی و لدنّی خود آگاه از ماجرای کربلا و شهادت خویش بوده است.ولی علم بشری و عادّی او اقتضا می‌کرد که به سوی کوفه حرکت کند.چراکه مردم زیادی از کوفه خواهان حکومت وی بر آنجا بودند و امام حسین(ع) از طریق علایم و اخبار عینی و عادّی از این قضیّه آگاه شده بود.مسئله ی حائز اهمّیّت این است که ائمّه(ع) همانند پیامبران برای هدایت مردم برگزیده شده‌اند و عقلانی است اگر بگوییم که می‌بایست رفتار ایشان همانند مردم عادّی و از سنخ رفتار انسانی باشد.به عبارتی ایشان با استفاده از علم الهی ولی از طرق قابل فهم برای افراد بشری در جهت هدایت و پیشوایی مردم عمل می‌کرده اند.به دلیل آنکه نمی‌شود یک پیشوا و امام مدام از اعمال غیر عادّی و فوق بشری استفاده کند و تازه داعیّه‌ی هدایت بشر را هم داشته باشد.افراد بشری نیازمند یک رهبر از جنس خودشان هستند.همانگونه که قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید : «قل انّما انا بشر مثلکم یوحی الیه … بگو همانا من بشری از خودتان هستم که به من وحی می‌شود…» و این وحی همان علم الهی است ولی وجه تشابه معصومین با سایر مردم در انسان بودن آن‌هاست. پس امام حسین(ع) بنابر علم بشری و از طریق اخبارموثّق ملزم به حرکت به سوی کوفه شد.

گذشته از این استدلال باید گفت آیا منطقی است که جمعی کثیر از وی درخواست حاکمیّت کنند و بعد او بگوید چون قرار است کشته شوم و آن را خداوند به من گفته ، پس نخواهم آمد …؟! این گفتار و این رفتار قابل پذیرش برای مردم نخواهد بود.

و امّا گذشته از همه‌ی این استدلالت ، ذات انسانی اقتضا می‌کند که برای اثبات حقّانیّت خویش دست به انجام اموری بزند و هرچقدر آن حقّانیّت و آن ارزش مهم تر باشد ، آن امور هم حسّاس تر خواهد شد.در جامعه‌ی عرب که جنگاوری و شجاعت یک افتخار محسوب می‌شد ، گذشتن از جان با آن تعداد اندک لشکریان ، خود اماره‌ای محسوب می‌شد برای حقّانیّت . و این امر نه تنها تأثیری شگرف بر مردم مسلمان آن روز اعمّ از عرب و ایرانی گذاشت ، بلکه تحسین بسیاری از اندیشمندان و مصلحان اجتماعی قرون آتی را هم برانگیخت .

دیدگاه ها بسته شده اند.

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و فایل های چند رسانه ای متعلق به سایت هیات فاطمیون دانشگاه شهید بهشتی می باشد

هیات فاطمیون
قالب وردپرسقالب وردپرس