امروز: دوشنبه ۳-مهر-۱۳۹۶ / الإثنين 05-محرم-1439 / Monday 2017-September-25

مناسبت روز
پیام روز :

امام حسین؛ مظلوم بی دفاع یا استراتژیست جنگی؟

بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین؛ مظلوم بی دفاع یا استراتژیست جنگی؟

همه مان در ایام محرم و در مراسم سوگواری سرور و سالار شهیدان مطالبی را می شنویم که حاکی از مظلومیت آن امام بزرگوار و یاران با وفای ایشان است! اما بد نیست از یک دید دیگری به کربلا و جنگ در آن روز نگاه کنیم!

می دانیم که امام معصوم هر کاری که انجام می دهد از سر حکمت است و گویی همان فعل پروردگار متعال است!

پس روا نیست که امام در آن روز خود و یارانش را بی دلیل قربانی کند و به کشتن دهد! چه از دید معنوی و چه از دید دنیایی و استراتژیک جنگی!

تاریخ را که خوب بخوانیم می بینیم درست است که شهادت امام و یارانش در اوج مظلومیت و تنهایی بود؛ اما همان چند ساعت جنگ با تعداد بسیار اندک یاران امام در مقابل لشگر یزید، نشان از تفکر جنگی بی بدیل و خارق العاده ی امام دارد! لذا باید امام را در عین مظلومیت، استراتژیست جنگی نامید!

یکی از این دلایل، به میدان رفتن یاران به صورت انفرادی است! با توجه به تعداد بسیار کم افراد امام در مقابل لشگر چند هزار نفری یزید، حمله ی دسته جمعی به هیچ وجه عاقلانه به نظر نمی رسد! در ابتدای امر نیز عمرسعد پذیرفته بود که جنگ به صورت تن به تن و انفرادی صورت گیرد که با توجه به خوی پست تر از حیوانی یزیدیان این امر تحقق نیافت و در واقع، یک تن در برابر یک سپاه می جنگید…

نکته ی دیگر، حفر خندق در اطراف خیمه ها می باشد! امام ترس از آن داشت که دشمن خیمه ها را محاصره کند و یا از پشت سر حمله صورت دهد و خانواده ی ایشان به خطر افتند! لذا دستور دادند که دور تا دور خیمه ها را خندق حفر کنند و تنها یک راه از جلو برای آنان باز باشد که در آن جا قمر بنی هاشم پاسبان و نگهبان بود. و این امر خیال امام را از بابت حمله ی ناگهانی و از پشت دشمن راحت می کرد!

نکته ی دیگر انتخاب افراد برای به میدان رفتن بود! افرادی که از قدرت بیشتری برای جنگ برخوردار بودند از ابتدا و میانه ی جنگ از ایشان استفاده شد… اما شاید این نکته به ذهن برسد پس چرا حضرت عباس به میدان نرفت؟؟ باید گفت با توجه به مسوولیت ایشان و همچنین علمداری آن حضرت این امر صورت نگرفت! می دانیم که امام به حضرت عباس شمشیر ندادند و تنها یک نیزه به ایشان دادند تا برود و آب بیاورد!! اما این تمام داستان نیست!! امام به حضرت عباس فرمودند علاوه بر آوردن آب عمق رود فرات را بسنجد و ببیند آیا می توان اهل حرم را از فرات عبور داد تا آنان به دست دشمن نیفتند یا خیر!!! چون امام میدید که یارانش یکی پس از دیگری به شهادت می رسند و در جنگ تن به تن دشمن خلف وعده کرده و دیر یا زود باید حضرت عباس و خود ایشان به میدان بروند، لذا این استراتژی را در دستور کار قرار دادند که با شهادت حضرت عباس به نتیجه ی مطلوب نرسید…

نکته ی بعدی، فرماندهی بی بدیل امام حسین است! امام رزم هر یک از یارانش را به دقت زیر نظر دارد و نکات لازم را به او گوش زد می کند! و پس از شهادت هر یک از آنان اولین نفری است که بر سر بالین او حاضر می شود.. چه؛ آن فرد علی اکبر باشد و چه، غلام روسیاه خود!!!

حرف در جنگ عاشورا بسیار است.. اما شاید شیرین ترین و تلخ ترین آن، جنگ همزمان دو برادر یعنی امام حسین و حضرت عباس باشد…

در شریعه ی رود فرات دو برادر پشت به پشت هم به جنگ می پردازند و لشگر دشمن همانند دسته ی ملخ پراکنده می شوند.. هیچ کس یارای جنگیدن با این دو را ندارد!! ناگهان عمرسعد ملعون چاره ی راه را در جدا سازی این دو از یکدیگر قلمداد می کند. لذا دستور می دهد که چندین اسب را بین آن ها رها سازند و بدین سان آن دو از یکدیگر جدا می شوند.. اما باز هم امام، آن مغز جنگی، راهکاری می اندیشد و نقشه ی دشمن را خنثی می سازد.. امام شروع به رجز خواندن برای حضرت عباس می کند و این گونه حال برادر را جویا می شود.. حضرت عباس در جواب ایشان رجز می خواند و جنگ به قوت قبل ادامه می یابد که ناگهان پس از رجز امام حسین، دیگر جوابی نمی شنود…

 

پس لازم است اگر از مظلومیت امام صحبت کنیم، از رشادت ها و برنامه ریزی های ایشان هم بگوییم…

نویسنده:محمدعلی کوکبی

دیدگاه ها بسته شده اند.

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و فایل های چند رسانه ای متعلق به سایت هیات فاطمیون دانشگاه شهید بهشتی می باشد

هیات فاطمیون
قالب وردپرسقالب وردپرس