امروز: چهارشنبه ۱-آذر-۱۳۹۶ / الأربعاء 04-ربيع أول-1439 / Wednesday 2017-November-22

مناسبت روز
پیام روز :

اعتکاف…

اعتکاف…

بسم رب المهدی

دلنوشته:
روزی که برای اعتکاف تماس گرفتم از خدا دلخور بودم، در واقع همینطوری تماس گرفتم! در دلم با تمام وجود تصمیم گرفته بودم که دیگر تا آخر عمرم نه روزه بگیرم،نه نماز بخوانم،نه اعتکاف بروم،نه سر مزار شهدا و نه با هیچ کسی ارتباط داشته باشم؛”دلم” شکسته بود!خیال می کنند وقتی دلت شکسته، دلیلش می تواند شکست عشقی یا مشکل مالی باشد، ولی بزرگترین دل شکستگی “سر جای خود نبودن”است.

با همین دلخوری ها بود که گوشی را برداشتم و تماس گرفتم و درباره اعتکاف و شرایط ثبت نام سوال کردم؛من با دلخوری تماس گرفتم و در حین صحبت به من پیشنهاد داده شد که دل نوشته ای راجع به “مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه” چیزی بنویسم!
ابتدا “ترسیدم”!
چون طرف حساب من “علی” بود!
با خودم گفتم چه بنویسم که درخور علی باشد؟باز هم به جایی نرسیدم،فقط قلم را برداشتم و شروع کردم به نوشتن!با خودم گفتم: فقط با علی درد دل می کنم.البته نیازی به گفتن نبوده و نیست.او می داند در دلم چه می گذرد…

همیشه به علی می گفتم : امام علی! شما هیچ وقت سر جای خود نبودید،قلب و ذهنتان گنجینه ی علم بود و کسی را طالب واقعی نیافتید که برایش از علم بگویید و آن گنج را به او بسپارید!

…علی دل شکسته ی مرا می بیند و امروز مطمئن شدم که مرا دید و صدا زد،با وجود اینکه دلخور بودم!می دانستم که دلخوری نشانه ی توجه است.وقتی کسی را دوست داری بیشتر از او دلخور می شوی و این یعنی “توجه”!
چقدر شما بزرگواری یا علی!من از شما و خدای شما دلخور بودم ولی من را لایق دانستی  که برای شما بنویسم!من شرمنده ام!

علی جان!به شما و خاندان شما ظلم شد و هنوز هم با اندیشه های شما مبارزه می کنند. و هنوز هم ظلم به شما و اهل بیت مکرم شما ادامه دارد؛شاید حتی سخت تر!
ولی باز این شما هستید که به خدا پناه می برید.شما که در روز قیامت دستگیر بندگانی هستید که بندگی نکرده اند،شما که امان ده بندگان در روز قیامت هستید و امان نامه امضا می کنید!با این همه بزرگی، شما از خدا امان می خواهید؟!از این همه بندگی شما متحیرم!

من علی را نمی شناسم آنگونه که باید بشناسم، فقط حسی درونی به من می گوید اگر از علی و خاندان علی قطع امید کنم دیگر هیچ ندارم!
دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد خدایا دلم سنگ نیست
وقتی علی اینگونه می نالد،من از شدت ترس اشک چشمانم خشک می شود!
وقتی علی اینگونه می گوید :” یا مولا!مرا امان ده” من برای کدام ناپاکی ام به مولایم پناه برم؟
من از نوشتن شرمنده ام!
از گفتن عاجزم…
من نمی نویسم…
فقط شرمنده ام!

دیدگاه ها بسته شده اند.

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و فایل های چند رسانه ای متعلق به سایت هیات فاطمیون دانشگاه شهید بهشتی می باشد

هیات فاطمیون
قالب وردپرسقالب وردپرس